سفارش تبلیغ
صبا

کمی درنگ بایدم ...

 

 

شیرجه زدن یا نزدن ...مسئله این است ...

 

من با یکی قهرم ...

 

میگن یکی با خدا قهر میکنه بالای برگه مینویسه به نام بعضیاآآآآآآآآ....

 

منم الان اول میگم به نام بعضیا ....:)

 

باهاش قهرم ...

 

چراشو خودمم نمیدونم ...

 

یه علت مسخره ایی داره اماخیلی لوس بازاریه ...

 

خلاصه باهاش قهرم ولی موندم آخه این چه قهریه که هی نازشم باید بکشم ؟؟؟

 

قهرم اما موندم اون شیرجه های 5گانه تو چشمه ایی که باید رو چه کنم ؟؟؟

 

اینم شد قهر ؟؟؟به این لوسی ؟؟؟

 

قهر باهاش مثه قهره باماماناست یه ساعت وکمتر نگذشته دلتنگش میشی ومیپری تو بغلش ...

 

اصلن آقاجان  یه وعضی ...انگار شونصد ساله ننتو ندیدی ...ای بعضیااااا....:) ...

 

خوچرا گیر میده ؟؟؟

 

این هفته رو بعضیا خودشون به خیر کنن ...مصیبتیه که ...

 

بعضیا کمک کن به خوبی بگذرن ...حداقل حالا که هی من نازمیخرم شمام هم یه خورده کمک کن ...

 

زندگیه  من دارم ؟قهر کردن با بعضیا هم شد کار ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

فکرکنم به قیمت مفتی بالا خونمو اجاره دادم ومحل اسکان گونه ایی عجیب از موجودات می باشد ...

 

البته بااین کله ایی که من دارم همین موجودات غیر قابل تحملم به زودی نقل مکان کرده ودر یک اقدام

انتهاری خودشان را میندازند داخل جوب

 

خیابون ...باشد که درس عبرتی شود برای سایرین ...

 

خیلیم دلشون بخواد ...بالاخونه به این ارزونی ...

 

آقا مفت میدم به تازه عروس دامادای آواره بدبخت لاجاومکان ...خخخخ

 

خلاصه بگم باهمه ی مهربونیاش باهاش قهرم اما تو چشمه ی 5گانش شیرجه هم میزنم چیه مگه زوره ...تو

این یکی که خود مختارم ...دلم

 

میخواد میزنم ...شیرجه رو میگم ...

 

ای شمایی که باهاتون قهرم ...

 

فرمودی :ادعونی ...

 

ازت دلگیرم اما ولت نمیکنم ...

 

چون یه دونه ایی ومثه من هزارتا ...

 

تواگه هزاران بنده داری وهمچومن بسیار ...

 

من اما فقط یه دونه دارمت ...فقط وفقط خودتی ولاغیر ...

 

گفتی :ادعونی ...

 

ومن فریادت زدم ...

 

پس اجابتم کن ...

 

که ....

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

مردم پست میزارن منم پست میزارم ...آخ بعضیاآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

حال خوب نوشت :

 

ظهری حاج خانم داشتیم که برگشتن از سفر عشق رفتیم دنبالش ...چقدر دیدن حاجیا حسه خوبی به آدم

میده من با فاطمه دختر داییم که این کوچولو خیلی شبیهش هست ...(نفس منه فاطمه یعنی روزی هزاران

بار از اینکه بعضیاآآآآآآ همچین نعمتی به ماداده شکرش میکنم ...حالا هزاراتا هم که نه ولی خب میکنیم

دیگه ...هرچی ...:) ...رفتیم یه گوشه که حاجیا میومدن وبهشون قبول باشه و...میگفتم اینقده مزه میداد

...

 

آقا جان خوردم به یه حاج خانم پیرزن ...خیلی منتظرموندم که دورش خلوت بشه خلاصه یه فرصت شد

وبهشون گفتم وای اینقده دعام کرد منو میگی آقا جان ذوق مرگ شدم ...کلی پیرزن دورو ورش بودن اینقده

دعام کردن خخخخ دلتان ذوب ...

 

یه از همین خانمای پیرزن بغلم کردو دعاکرد که انشاالله نصیب خودمان ...انشاالله ...

 

البته بگم درسته هوا بهتر شده اما آفتاب سوزانی بود ...طفل معصوم فاطمه همش پیه آب بود ...

 

:))) ....


اینقده دلم خواست منم برم ...:(((

 

خلاصه شامم خونه بابا بزرگه پلاسیم ...ومن کمکم باید برم اونجا یه ذرکی کمک کنم ...اصلن وجودم پرا

فیوضات است برای آن آدمیان خخخ

 

(خودشیفته میشویم ) خخخ

 

اینم ازون پستای خودزنی بود ...آتیش زدم به مالم ............خخخخ

 

ازاونجایی که بعضیا باما سرناسازگاری دارن در انتها هیچی نمینویسم ...همون فرمایش همیشگی بعضیا رو

میگم خخخ ...(پلید میشویم ) ...

 

اینم بگم این روزها حاله نتا خرابه دعاشون کنید که از زندگی افتادیم ...فقط نته من نیست آخه اکثرن اینطور

شدن ...

آخ آخ آخ باید برم فکمو ببندم تا فردا مردم چقده حرفیدم ...

دعایی کن ....دعاکن این یه هفته بخیر برمن بگذرد ...کارهای عملی باید تحویل بدم که مرا به مرز سکته کردن رسانده اند ...

بازخونیش نکردم اگه حرفی اضافه یا جامانده با بزرگواری خودتان این خورده بنده رو ببخشایید ...



شنبه 92 اردیبهشت 28 | نظر

 

هوای شهر ...

 

بسم الله الرحمن الرحیم...


مرا ببند که من جای دیگری نروم

 

برای عبد فراری حصار هم خوب است

 

هوای شهر بد و گریه سخت و حال بد است

 

کمی هوا وسط این غبار هم خوب است

 

شاعر : جواد پرچمی

 

اگر اجل به وصالت مرا مجال نداد

امید آمدنت بر مزار هم خوب است

........

ببخش مرا آقا ...ببخش ...

آقای همیشه حاضرم آن دم که  باشید غم با ما غریب می شود ...

..........................................................................

اعوذ بالله من نفسی ...

لعنت به اینترنتی که بی موقع قطع شود ...

دعا کنید که بشه ... خدا برام بخواد ...

حالی دارم ...

من الان پرام از تشویش ...از اضطراب ...

از هیجان ...آقا جان یعنی بغضناکم ...اگه نشه ؟؟؟

وای خدای من ...بخواه برام ...بخوان مرا باز...

دعام کنید تورو خدا ...

..............................................................

« اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرج الحجه بحق الحجه »

 


  « فتوکل علی الله ان الله یحب المتوکلین »



جمعه 92 اردیبهشت 27 | نظر

 

دوداین شهر مرا از نفس انداخته است ...

بسم الله الرحمن الرحیم...

 

این بار شرمنده تر ودل شکسته تر ازهمیشه ...

مانده است درکار شما ...

چطور دعوتنامه اش را امضا کردید ؟!...

کسی که خودتان بهتر از خودش می شناسیدش ...

کسی که پیش شما معروف است به عهد شکن ...

کسی که پیش شما معروف است به ...

کسی که پیش شما معروف بود به روسیاه ...

معرفت شما کجا واین دل نالایق کجا ؟!!...

شهدا : ممنون که دعوتم کردید ...

92/2/25

از دلنوشته های دایی بزرگه ...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

دوداین شهر مرا از نفس انداخته است ...


به هوای حرم کرب وبلا محتاجم ...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

http://axgig.com/images/28590818516755688821.jpg

هنوز نمیدونم کجای کارم ...

« اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرج الحجه بحق الحجه »

 


  « فتوکل علی الله ان الله یحب المتوکلین »

ادامه مطلب

چهارشنبه 92 اردیبهشت 25 | نظر

 

می شوم مبتلایت ای آقا...

 

بسم الله الرحمن الرحیم...


 

یامن ارجوه رجب

 

بگذار کمی عرض ارادت بنویسم

دور از تو و با نیت قربت بنویسم

 

 سجاده ی شب پهن شده، حی علی شعر

بگذار برایت دو سه رکعت بنویسم

 

بگذار که ده مرتبه در ظلمت این شهر

یا هادی و یا هادیِ امت بنویسم

 

شاید که چنان رود سر راه بیایم

بر صفحه ی صحرای جنون خط بنویسم

 

مقصود من از "یا من ارجوه رجب ها"

غیر از تو، که را وقت عبادت بنویسم؟

 

با ذره ای از مهر تو، ای چشمه ی خورشید

از نور تو، تا روز قیامت بنویسم

 

با این همه آلودگی، ای آیه تطهیر

از سوره ی انفاق و کرامت بنویسم

 

برداشته باد از رخ تو پرده و من نیز

بی پرده برای تو روایت بنویسم

 

شیر آمده از پرده برون با نفس تو

تا من هم از این رتبه ی خلقت بنویسم

 

تو ضامن شیر و پدرت ضامن آهوست

حق دل من نیست که حسرت بنویسم

 

من شاعر چشم تو ام، المنّة لِلّه

پس می شود از روی بصیرت بنویسم

 

هر لحظه چنان لاله بر افروختم از داغ،

هر آینه از درد به حیرت بنویسم

 

از غفلت ما بوده که شاهین شده کرکس

پس با قلم شرم ز غفلت بنویسم

 

از سنگ زدن بر دل آیینه بگویم

از سوختن پرده ی حرمت بنویسم

 

دست و قلمم نه، دهنم بشکند امروز

چیزی اگر از حد جسارت بنویسم

                                                          

من آمده ام نقطه سر خط بنویسم

از جامعه، از شرح زیارت بنویسم

 

ای مهبط وحی، ای نفست معدن رحمت

بگذار که از چشمه ی حکمت بنویسم

 

وقتی که تویی راه رسیدن به خداوند

این قافیه را نیز هدایت بنویسم

 

آه ای دهمین ذکر مجیبّ الدعواتم

مضطرم و بگذار که حاجت بنویسم

 

حالا که نوشتند: و کنتم شفعایی

بگذار ز اسباب شفاعت بنویسم

 

از خون گلویی که به قنداقه نشسته

از دست قلم گشته ی غیرت بنویسم

 

 من آمده ام نقطه سر خط بنویسم

از مردم نا مرد شکایت بنویسم

 

از زهر جگر سوز نوشتم که بسوزم

از تشنگی ات وقت شهادت بنویسم

 

از رفتن باپای پیاده پی مرکب

از ماندن درهرم حرارت بنویسم

 

شب... بزم شراب...آیه تطهیر...تعارف

باید چقدر ذکر مصیبت بنویسم

 

من آمده ام نقطه سرخط بنویسم

برمنتقمش نامه دعوت بنویسم

 

شعر :محسن عرب خالقی

 

 

...................................

 

تسلیت باد شهادت امام هادی (صل الله علیهم اجمعین) ...

 


 

 

با ظهور هلال ماه رجب ...

می شوم مبتلایت ای آقا ...

 


« اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرج الحجه بحق الحجه »

 


  « فتوکل علی الله ان الله یحب المتوکلین »

 



دوشنبه 92 اردیبهشت 23 | نظر

 

فرصتی الهی ...

بسم الله الرحمن الرحیم...

این الرجبیون ....

 

یا مَنْ اَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ وَآمَنُ سَخَطَهُ ...

 

ولادت پرخیر وبرکت آقا امام محمد باقر مبارک مهنا وسرشار از مهربانی ...

 

عید درعید ...روزهای خوب الهی ...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

همدیگرو دعا کنیم دعا نیاز است به درگه ناز ...


شاید دعایی بگیرد ...


التماس دعا دارم از همه ...به قدر اندکی دعایم کن ...

 

« اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرج الحجه بحق الحجه »

 


  « فتوکل علی الله ان الله یحب المتوکلین »

 

ادامه مطلب

شنبه 92 اردیبهشت 21 | نظر

 

أین الشّموسُ الطّالعةُ ...

بسم الله الرحمن الرحیم...


أین بقیةالله التی لاتخلو من العترة الهادیة ...


أین المعدّ لقطع دابر الظلمة ...


أین المنتظر لإقامة الأمت و العوج ...


أین...


أین...


أین...




 غروب آدینه چشمانم نماز باران می گذارند ...


« اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرج الحجه بحق الحجه »


  « فتوکل علی الله ان الله یحب المتوکلین »

 

ـــــــــــــــــــــــــ

 

ادامه مطلب

جمعه 92 اردیبهشت 20 | نظر

 

دلتنگی ...

بسم الله الرحمن الرحیم...

ضامن هشتمین بی رقیبم     ...

ستاره مشرقی غریبم   ...

سوی کبوتری که شد فراموش ...

میشه که وا کنی دوباره آغوش ...


 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


« اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرج الحجه بحق الحجه »


  « فتوکل علی الله ان الله یحب المتوکلین »

ادامه مطلب

سه شنبه 92 اردیبهشت 17 | نظر

 

میشه خدا رو دید ...

بسم الله الرحمن الرحیم...

 

 

آغوشت را باز کن ...

 

کمی خدا می خواهم ...

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

 

قُلْ هُوَ رَبِّی لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ إِلَیْه مَتابِِ


 

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

خلوص ...عاشقانه تاخدا ...خوشا به حال خوبی که داشتند ودارند ...

 

بل احیاء عند ربهم یرزقون ...


 

« اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرج الحجه بحق الحجه »


  « فتوکل علی الله ان الله یحب المتوکلین »

 

 


 



شنبه 92 اردیبهشت 14 | نظر

 

گم شده ام ...

بسم الله الرحمن الرحیم...


فقط بگو کدوم هفته کدوم روز ...

 

کجامنتظررسیدنت شم ...


 

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""

اعوذ بالله من نفسی ...

 

چقدر زمین تنگ شده ...

 

باتمام وسعتش ...

 

پیدایت نمی کنم ...

 

دلم بی تاب شده ...

 

التهاب دارد ...

 

گِرد ...گِرد ...گِرد ...

 

می چرخد ...

 

پیدایت نمی کنم ...

 

شب روز می شود وروز شب ...

 

واین شمارش ایام برمن سنگین تراز ...

 

اما میان این آدمیان نیستی ...

 

دلتنگ می شوم ...

 

غبار غم دلم را تیره کرده ...

 

تورا گم کرده ام ...

 

پیدایت نمی کنم ...

 

مثله مادری کودک گم کرده این سو و آن سو ...

 

با چشمانی خون بار ...

 

خسته شده ام ...

 

پیدایت نمی کنم ...

 

قرص قمر همیشه تابانم ...

 

میان جمعی گم شده ام ...

 

میدم این سو وآن سو اما ...

 

اما ...نه پیدا نمی شوم ...

 

من ...بیتاب تراز همیشه ...

 

قلبم دیگر تحمل این فشار هارا ندارد ...

 

دارم بیمار می شوم ...

 

از این همه دلواپسی ...

 

وصبری که برمن واجب شده است ...

 

ایوب شده ام ...

 

صبرم دارد کم می آورد ...

 

ایامم خاکستری رنگ شده اند ...

 

پیدایت نمی کنم ...

 

خودم را گم می کنم میان غوغایی از زندگی ...

 

پیدایت نمی کنم ...

 

دگربس است جدایی ...

 

خداکند که بیایی ...

 

پیدایت نمی کنم ...

 

من ...گم کرده ام خودم را ...

 

میان ...

 

گم شده ام ...

 

غرق شده ام ...

 

نجاتم بده ....

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

آدینه نگاهم سکته می کند به راه آمدنت ...

 


"""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

« اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرج المهدی بحق فاطمه »


  « فتوکل علی الله ان الله یحب المتوکلین »


 

ادامه مطلب

جمعه 92 اردیبهشت 13 | نظر

 

انااعطیناک الکوثر ...

بسم الله الرحمن الرحیم...

 

هر بانویی که بانوی محشر نمی شود

هر کس برای شیعه که مادر نمی شود ...

 


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

عید است ...

 

ظلمت وتاریکی ،جوروجفا وخفقان جای جای شهر را پرکرده بود ...

شیاطین انسان نما پلیدی رافریاد می کردند ...

ومدینیان غرق دربدبختی ...غرق درپلیدی ...

 

مالامال از کبر ...دنیا پرستی ...


وکینه هایشان بر رحمت للعالمین هرروز بیشتر وبیشتر می شد ...

قلب رسول مهربانی را می شکستند ...

ابتر ...

پس از شبی به ازای قرن ها کفرو ظلالت وپستی وجهالت ...

مرغ خوشخوان سحری بانوایش نوید دمیدن سپیده را می داد شاید خفتگان

 

درخواب گران برخیزند ...

ناگهان آسمان غبار نشسته از جهل آن دیار شکافته شد ...

ملایک برزمین هبوط کردند ...

نوری عزم آمدن دارد ...

خورشید درخشید ...

شهر نورباران شد ...


گرد خدیجه ملایک بال گستراندند ...

بانویی که به عشق مهربان مدینه دل از هر آلاینده ایی کنده ...

معامله اش خدایی بود ...

خدیجه ...

مادر ...

ناگهان نورباران شد ...


وهاتفی درعالم فریاد زد ...

 

انا اعطیناک الکوثر ...

ابتر خواندنت محمد ...
 

فاطمه ...

ملایک دست به دست میکردند نورعالمین را ...

 

حضرت مادر ...

حضرت بانو ...

ام ابیها ...


درآغوش ابیها ...

ومحمد مسرور ازین مولود ...

دست هایش به آسمان رفت ...

الهی ...لک الحمد ...

بانویی زاده شد ...

بانویی بهشتی درزمین ...

 

فاطمه ...

جبریل زمزمه کرد نامش را درگوش های رسول مهربانی ...

 

فاطمه ...

 

جدا شده ...

 

جداکننده ...

 

هم خود ...

 

وهم دلدادگانش را ...

 

حضرت مادر ...

 

آن روز نورعلی نور بود آن دیار ...

 

انتظاری بس شگرف به آخر رسیده بود ...

 

وشهر را غرق درسرور وخیرو برکت کرد ...

 

امروز اما ماهنوز درانتظاریم ...

 

درانتظار زیباترین گل عالمین ...

 

درانتظار گلی از شجره ی طیب فاطمه ...

 

درانتظار سحرگاه ظهور فرزند فاطمه ...

 

بانوی بالابلندم ...

 

آنک ماییم و دستایی ملتمس و...

 

و چشمانی منتظر واشک آلود ...

 

باران چشم های انتظارمان بند نخواهد شد مگر تا لحظه ی انتظار ...

 

آن مُنتَظَر...

 

آن غایب ترین همیشه حاضر...

 

تاروزی که شب وروز ولادتت را با حضرتش جشن بگیریم ...

 

همراه با جشن ظهور ...

 

شاید دمی دیگر تا به لحظه ی انتظار ...

 

شاید ...

 

شاید ...

 

شاید ...

 

ای یاس خوشبوی محمد یافاطمه الزهرا ...

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

عید مبارک ...روز مادر روز زن دختر کلن بانوان عزیز ...

 

مبارک مهنا وپراز خیرو سعادت ...

 

برتمام دلدادگان حضرتش ...


کاش بتونم به قدری درک کنم دلخواسته های بانویم را ...

 

انشاالله ...

 

ونیز روز معلم رو به همه تبریک میگم مخصوصن به بابای اینجانب ...

 

حنانه جان خانمی روزت مبارک خانم معلم ...

 

خوشا به سعادتت قدر اینی که هستیو بدون آجی گلم ...

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

« اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرج المهدی بحق فاطمه »


  « فتوکل علی الله ان الله یحب المتوکلین »

 



چهارشنبه 92 اردیبهشت 11 | نظر

 
 

پیوند ها

پایگاه جامع عاشورا

ابزار و قالب وبلاگ

پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار

عطرظهور

پلاک آسمانی،دل نوشته شهدا،اهل بیت ،و ...

هم رنگــــ ِ خـــیـــآل

هدهد

ستارگان دوکوهه

مرام و معرفت

سه قدم مانده به....

یامهدی

مینای دل

ارواحنا فداک یا زینب

مشکات نور الله

گل خشک

سلام محب برمحبان حسین (ع)

دهکده کوچک ما

اسرا

گرتوبیایی غم از دل برود

نیلوفر مرداب

شعرشاعر

خوش یمن

احرار

اینجا آوایی هست

زهرایی

بهونه جوونی

سربداران 313

مدیریت ...

گل نرگس

آپلودعکس

شعر...

خط...

صیاد لحظه های ناب دیدار

تاآسمان راهی نیست

چش قلمبه ...

دانلود مقاله ، پروژه ...

حدیث اشک

اقیانوس

یاسین مدیا

پایگاه اطلاع رسانی ...

یاران گمنام وبی ادعا ...

شعرو غزل امروز

آرمان های انقلاب

 
 

خبرنامه

 
 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 137306

بازدید امروز :19

بازدید دیروز : 57

تعداد کل پست ها : 424

 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

دانشنامه مهدویت

 مهدویت امام زمان (عج)
 

لوگوی دوستان

 

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin